پدر
پدر یعنی گرمی یک خانه.
پدر یعنی شونیه مردانه.
پدر یعنی اشک پنهانی.
پدر یعنی قلب بارانی.
هزاران غم پشت لبخندت.
چه کردی با قلب فرزندت.
گذشتی از خودت تا جان بگیرم.
من برای خستگی هایت بمیرم.
دورت بگردم،درمون دردم،آخه تو تکیه گامی.
انگار هزارتا آدم باهام ن ،وقتی باهامی.
خاطری که گذشت...ما را در سایت خاطری که گذشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 23:18
ما را در سایت خاطری که گذشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 23:18
ما را در سایت خاطری که گذشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 23:18